ابراهیم جعفری – دکترای علوم ارتباطات اجتماعی (گلپایگان): از سالهای اولیه دوره دبیرستان (آغاز دهه پنجاه خورشیدی) به مطبوعات علاقهمند شدم. روزنامههای اطلاعات و کیهان را به تناوب مطالعه میکردم. با مرور زمان به دلیل اشتیاق به مسائل سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دلبستگی بیشتری به این دو روزنامه پیدا کردم. خوشبختانه در کنکور سال ۱۳۵۶، در رشته روزنامهنگاری دانشکده علوم ارتباطات اجتماعی پذیرفته شدم و وابستگیام به مطبوعات بیش از گذشته شد.
همزمان با بازگشایی دانشگاهها پس از تعطیلات سه ساله انقلاب فرهنگی، جمعی از دانشجویان همدورهای من به اطلاعات راه یافتند و بههمین دلیل آشنایی و همدلیام با هیأت تحریریه این روزنامه افزایش یافت.
در دوران دفاع مقدس و همزمان با تحصیل در مقطع کارشناسی، گزارشی از کمکهای مردمی به رزمندگان و جبههها را همراه با تصاویر به روزنامه اطلاعات ارائه دادم که در صفحه شهرستانها به چاپ رسید و بهعنوان نخستین همکاری من با مطبوعات بسیار دلپذیر بود.
با گذشت زمان سال ۱۳۶۹ در سنندج بهمناسبت سالگرد پیروزی انقلاب (دهه فجر)، نخستین جشنواره فرهنگی روستایی کشور برگزار شد. اینجانب بهعنوان دبیر جشنواره، گزارش تفصیلی دیگری حاوی پیام رئیسجمهوری وقت زندهیاد آیتالله هاشمی رفسنجانی به جشنواره نوشتم که در روزنامه اطلاعات چاپ شد. هنوز پس از ۳۰ سال، نسخههای روزنامه حاوی آن گزارش و پیشخبر آن را که به لطف مدیر مسئول محترم روزنامه جناب سیدمحمود دعایی طی دو روز در روزنامه درج شدهبود، دارم.دامنه این مراوده از سال ۱۳۸۸ تا کنون ادامه یافته و مقالهها و یادداشتهایم در صفحات روزنامه و پیوستهای آن بارها منتشر شدهاند.آری؛ «اطلاعات» اولین روزنامهای است که هر صبح آن را مطالعه میکنم؛ دلیل آن هم بهرهگیری از نویسندگان خوشنام، چهرههای فرهنگی نیکاندیش، مشی اعتدالی، انصافورزی و اخلاقی بودن آن است.
این روزنامه بهعنوان یک «پاتوق فرهنگی» با مدیریت زندهیاد دعایی و همدلی روزنامهنگاران شاغل در مؤسسه اطلاعات از چند دهه پیش تاکنون آغوش خود را به روی اندیشمندان و دانشپژوهان گشودهاست؛ تا جایی که میتوان آن را «مکتب اطلاعات» نامید.
ای کاش روزنامه اطلاعات که در صحنه جامعه ایران علاوه بر اطلاعرسانی مبتنی برعینیگرایی و بیطرفی، انواع آموزش و فرهنگسازی در حوزههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، زیستمحیطی، اخلاق شهروندی، توسعه پایدار و ... را وجهه همت خود قرار دادهاست؛ همزمان یک آکادمی علمی را در همپیوندی با دانشگاههای مهارتمحور و در راستای تربیت روزنامهنگار با اتکا بر تجربههای تاریخی و ذخیرههای معنایی روزنامه و مجلههای وابسته به آن راهاندازی میکرد تا نسل های آینده بتوانند در زمان حاکمیت فضای مجازی، چراغ روزنامهنگاری را فروزان نگاه دارند.
شما چه نظری دارید؟